اولین مروارید
دختر مهروی من شکفتن اولین مرواریدت مبارک دیشب داشتم بهت غذا میدادم که متوجه شدم لثه هات ورم کرده ، بابایی گفت انگار دندون درآوردی من فوری رفتم یه قاشق چایخوری آوردم و روی لثه ات آروم زدم که صدای ضربه دندونت و قاشق رو شنیدیم وای که چه لحظه ی شیرینی بود من و بابایی خیلی خوشحال شدیم و کلی ذوق زده شدیم و خندیدیم تو هم از ذوق و خنده ما می خندیدی . دیروز من خیلی دپرس بودم و ناراحت ولی با دیدن دندونت انرژی گرفتم . انگار دوباره بهم امید دادی قربونت برم که باعث خوشحالی مامانت شدی. امروز حتما میرم برای یه هدیه میخرم ...




